تبليغاتX
راز

فرهنگسرای ابن سینا نشست خرد و سروش ، دو رهنمون اسطوره ها در شاهنامه را در روز چهارشنبه 20 آبان ساعت 16 برگزار می کند ، علاقه مندان می توانند به نشانی شهرک قدس ، فاز یک ، ایران زمین شمالی مراجعه کنند .

منبع : روزنامه همشهری یکشنبه 17 آبان 1388 صفحه آخر

+ نوشته شده در  88/08/17ساعت 15:57  توسط " آموزگار "  | 

چند تا از بچه های ایراندوست ی وبلاگی رو راه اندازی کردن که دیدنش خالی از لطف نیست :

http://rouznamak.blogfa.com

+ نوشته شده در  88/08/17ساعت 14:7  توسط " آموزگار "  | 

دلم ی مشت انگیزه میخواد واسه پر انرژی نوشتن . اینهمه درباره راز و نیروی ذهن نوشتم و نوشتن اما الان حتی حسش نیست با استفاده از اون قانونا دوباره بیام و تند تند آپ کنم این بلاگو . ببین چیکارمون کردن که اینجوری شدیم ! اما ی چیزیم هستا نمیدونم قبول داری یا نه !؟ اونم اینه که وبلاگ نویسی یا بقول یکی وبلاغ نویسی ! جویه یعنی ییهو جو میگیره چند نفرو میان مینویسن ی دوره میگزره کمرنگ میشن و نفرات جدید پیدا میشن ! یعنی تولد و زندگی و مرگ ! نظرتو بگو ...

+ نوشته شده در  88/06/26ساعت 10:20  توسط " آموزگار "  | 

تاحالا شنیدی میگن " ای بابا تو هم شدی ملا لغتی ! " حتما که شنیدین . ی چیز جالبی که هست اینه که این کلمه ملا لغطی نیست و در اصل ملانقطی درستشه . اینم از لغت نامه دهخدا واستون میزارم :

ملانقطی . [ م ُل ْ لا ن ُ ق َ ] (ص مرکب ) کسی که با کم و زیاد شدن یک نقطه ٔ نوشته از خواندن آن عاجز آید. آدم کم سواد. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). آنکه تا تمام نقطه ها و اعراب و حرکات کلمه ای نوشته نباشد نتواند خواند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || آنکه به جزئیات رسوم و آداب قانون یا قاعده یا رسمی پای بند و مقید است و تا رعایت همه نشود امر را ناقص شمارد در صورتی که همه برای صحت امر ضروری نیست . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || آنکه تا تمام جزئیات امر را نداند شناختن آن نتواند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

+ نوشته شده در  88/06/23ساعت 10:4  توسط " آموزگار "  | 

امروز بعد از مدت ها یکی از دوستامو میبینم . از بچه های کوهنورد که باهم خاطرات زیادی رو داریم . بعد از ظهر قراره باهم بریم فدراسیون . حس جالبی دارم . تو چه حسی داری وقتی ی دوستتو بعد از ی مدت طولانی ببینی ؟!

+ نوشته شده در  88/06/22ساعت 11:33  توسط " آموزگار "  | 

ی مدتی علاقه داشتم نوشته های پشت وانتا و کامیونارو میخوندم . خیلی هاشون جالبن . چند روز پیش اینو خوندم :

فاصله ها هیچ وقت حریف خاطره ها نخواهند شد  .

+ نوشته شده در  88/06/16ساعت 11:22  توسط " آموزگار "  | 

ی هفته ای میشه کلاسای ترم تابستونم تموم شده . افسردگی گرفتم برای کلاس نرفتن ! کلاس بنیاد هم که فرداست . چقدر دلم میخواد که زود چهارشنبه بیاد تا از دپرسی دربیام . !!!

عجب پستی شدا . نه ؟

+ نوشته شده در  88/06/10ساعت 16:25  توسط " آموزگار "  | 

دوباره بعد از مدت ها گفتم ی چیزی بنویسم . دلم برای بچه های قدیمی که ی روزی تو وبلاگم نظر میدادن تنگ شده .

+ نوشته شده در  88/05/30ساعت 0:41  توسط " آموزگار "  | 

به تاس فکر کن ...

چی تو ذهنت ازش میفهمی ؟

+ نوشته شده در  88/05/05ساعت 15:14  توسط " آموزگار "  | 

تو این روزایی که همش خبر مرگ میشنوم ی خبر ناراحت کننده دیگه هم بهش اضافه شد . خبر سکته قلبی خواننده ای که تو روزگار کودکیم باهاش آشنا شدم ... این روزا اصلا نمیتونم بنویسم ... فقط اینکه

روحت شاد صدای محبوب من

خبر در سایت یاهو ...

خبر در سایت ام اس ان

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 14:0  توسط " آموزگار "  |