تبليغاتX
راز

قسمت قبل ...

بیل هریس

(آموزگار و بنیانگذار موسسه ی تحقیقاتی سنتر پوینت)

شاگردی به نام رابرت داشتم که از طریق اینترنت واحد درسی با من گرفته بود و بخشی از تکالیف او ، ایمیل زدن به من بود .

رابرت همجنس گرا بود و واقعیت های ناخوشایند زندگی اش را به طور خلاصه در ایمیل هایش برای من می نوشت . در محیط کار همکارانش بر علیه او شده بودند و همین مساله محیط کار را برای او پر تشنج کرده بود . وقتی در خیابان راه می رفت ، با افرادی مواجه می شد که از همجنس گرایان هراس داشتند و دلشان می خواست او را به طریقی دست بیندازند . او دلش می خواست کمدین بشود و وقتی این شغل را انتخاب کرد ، همه از بابت اینکه او همجنس گراست ، اذیتش می کردند . تمام زندگی او سراسر فلاکت و غم و غصه شده بود و تمام این قضایا به دلیل همجنس گرا بودنش بود . من شروع به آموزش او کردم که چگونه حواسش را روی آنچه نمی خواهد متمرکز می کند و راهنمایی اش کردم تا به سراغ ایمیل هایی که برای من فرستاده بود ، برود . به او گفتم : " دوباره آنها را بخوان ، به چیزهایی که خودت نمی خواهی و در موردشان برایم گفتی ، توجه کن . من می توانم بگویم که تو در این مورد بسیار پر شور و حرارت هستی و وقتی سراپا احساس هستی و حواست را بر چیزی متمرکز می کنی ، قضیه حتی سریع تر رخ می دهد . "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/30ساعت 10:19  توسط " آموزگار "  | 

یکی از قوانینی که قانون راز بیان می کند این است که چیزهایی که باعث ناراحتی تو میشوند و امواج منفی برایت دارند از خودت دور کنی ، اما اینجا یک سوال ایجاد میشه ، اگه دوست شما باعث ناراحتی شما شد و بقول معروف روی اعصاب رفت ، اونوقت باید چیکار کرد ؟ ارتباط دوستی را قطع میکنید ؟ یا گزینه های دیگری رو در نظر میگیرین ؟ نظراتتون را عنوان کنید ...

+ نوشته شده در  86/11/29ساعت 9:41  توسط " آموزگار "  | 

یکی از دوستان خوب من در وبلاگش مطالبی را درباره مکتب تائوئیسم مینویسه که خواندنش رو به شما عزیزان توصیه می کنم . برای ورود اینجا رو کلیک کنید ...
+ نوشته شده در  86/11/28ساعت 17:58  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

آفرینش به طور مداوم رخ می دهد . هر دفعه که فردی فکری دارد یا یک روش تفکری طولانی و سابقه دار دارد ، افکارش در روند خلق قرار دارند و چیزی از این افکار آشکار می شود .

آنچه هم اکنون در فکرت می گذرد ، زندگی آینده ات را خلق می کند . تو زندگی ات را با افکارت خلق می کنی و چون مدام در حال فکر کردن به سر می بری ، همیشه هم در حال آفرینش هستی . راجع به هر چی فکر کنی یا بر هر چه تمرکز کنی ، همان در زندگی ات ظاهر می شود .

مثل تمام قوانین طبیعت ، در این قانون هم کمال محض وجود دارد . تو زندگی ات را خلق می کنی . هر چه بکاری همان را درو می کنی ! افکار تو حکم بذر را دارند و درو و برداشت تو به بذرهایی که کاشته ای وابسته است .

اگر نق بزنی و گله و شکایت کنی ، قانون جذب با قدرت تمام وضعیت های بیشتری را که تو بابت آنها گله می کنی ، وارد زندگی ات می کند . اگر خودت به گله و شکایت فردی دیگر گوش بسپاری و بر آن تمرکز و همدردی کنی و با آن موافق باشی ، در آن لحظه خودت هم وضعیت های زیادتر قابل شکوه و شکایت را جذب می کنی .

قانون جذب صرفا هر آنچه را بر آن تمرکز و در موردش فکر کنی ، بر تو منعکس می کند . با این آگاهی قدرتمند ، خودت از طریق تحول فکری می توانی کاملا اوضاع و شرایط زندگی ات را تغییر دهی .

مایکل برنارد بک ویث

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  86/11/27ساعت 9:23  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

لیزا نیکولز :

قانون جذب به همان اندازه که تو فکر می کنی ، فعالیت می کند . هر وقت تو غرق در تفکر شوی ، قانون جذب هم دست به کار می شود . وقتی راجع به گذشته فکر می کنی ، قانون جذب هم کار می کند . وقتی هم در مورد زمان حال و آینده فکر می کنی ، قانون جذب اعمال می شود . این روندی مداوم است . تو نمی توانی دکمه مکث و توقف را بزنی . قانون جذب مثل افکار خودت همیشه در حال فعالیت است .

چه متوجه باشی یا نباشی ، ما اکثر اوقات در حال فکر کردن هستیم . حتی وقتی تو با کسی حرف می زنی یا به حرف کسی گوش می کنی ، باز هم در حال فکر کردن هستی . وقتی مشغول خواندن روزنامه یا تماشای تلویزیون هستی ، باز هم فکر می کنی . وقتی خاطرات گذشته را به خاطر می آوری ، فکر می کنی . وقتی به فکر چیزی در آینده هستی ، فکر می کنی . موقع رانندگی فکر می کنی . صبح ها که برای رفتن به سر کار آماده می شوی ، فکر می کنی . برای بسیاری از ما مردم ، تنها زمانی که فکر نمی کنیم هنگامی است که در خواب هستیم ، به هر حال نیروهای جذب هنوز هم مشغول فعالیت روی آخرین افکارمان در هنگامی که خوابمان می برد ، هستند . پس قبل از اینکه به خواب بروی ، فکر های خوب بکن .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  86/11/24ساعت 10:33  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

قانون جذب مدام در حال فعالیت است ، چه باور و درک کنی یا نکنی .

قانون جذب قانون خلقت است . فیزیکدان های کوانتومی به اطلاع ما رسانده اند که کل کائنات از فکر نشات گرفته است . تو زندگی ات را از طریق افکارت و قانون جذب خلق می کنی و تک تک افراد هم همین کار را می کنند . این قانون صرفا برای اینکه از آن آگاه هستی کارآیی ندارد ، بلکه همیشه در زندگی تو و بقیه افراد در سرتاسر تاریخ اعمال شده است . وقتی تو از این قانون مهم آگاه شوی ، در واقع متوجه می شوی که صرفا قادری زندگی ات را با فکر کردن خلق کنی ، و سپس به گونه ای باور نکردنی قدرتمند می شوی .

باب پراکتر

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  86/11/23ساعت 9:41  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

وقتی تو حواست را روی آنچه می خواهی متمرکز می کنی ، و این حضور ذهن را حفظ می کنی ، در لحظه ای قرار می گیری که در واقع آنچه را می خواهی با شدیدترین قدرت موجود در کائنات به سوی خود فرا می خوانی . قانون جذب کلمات " نه " ، " نخواستن " و هر نوع کلمه ی منفی را به حساب نمی آورد . وقتی کلامی منفی از دهان تو بیرون بیاید ، آنچه قانون جذب دریافت می کند این است :

"دلم نمی خواهد چیزی روی لباسم ریخته شود ."

"دلم می خواهد چیزی روی لباسم ریخته شود و دلم می خواهد چیزهای بیشتری هم ریخته شود ."

"دلم نمی خواهد موهایم بد کوتاه شود ."

"دلم می خواهد موهایم بد کوتاه شود ."

"دوست ندارم تاخیر داشته باشم ."

"دلم می خواهد تاخیر داشته باشم ."

"دلم نمی خواهد این آدم با من بی ادبی کند ."

"دلم می خواهد این آدم و افراد بیشتری با من بی ادبی کنند ."

"دلم نمی خواهد مدیر رستوران میز را به کس دیگری بدهد ."

"دلم می خواهد مدیر رستوران میز ما را به کس دیگری بدهد ."

"دوست ندارم این کفش ها پاهایم را بزند ."

"دلم می خواهد کفش ها پاهایم را بزند ."

"از عهده ی این همه کار بر نمی آیم ."

"دلم کاری بیشتر از حد توانایی ام می خواهد ."

"دوست ندارم آنفلوآنزا بگیرم ."

"دلم می خواهد آنفلوآنزا و مرض های دیگر بگیرم ."

"از جر و بحث خوشم نمی آید ."

"دلم جر و بحث بیشتری می خواهد ."

"با من این گونه حرف نزن ."

"دلم می خواهد هم تو و هم بقیه ی مردم با من اینگونه حرف بزنید ."

قانون جذب هر آنچه را در فکرش هستی به تو می دهد .

والسلام !!

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  86/11/20ساعت 10:20  توسط " آموزگار "  | 

برای خندیدن آن قدر صبر نکنید تا حتما خوشحال شوید چون در این صورت ممکن است تا پایان عمر نخندید .

لابرویر

پ.ن ۱: (Jean de La Bruyere) ژان دو لابرویر ۱۶۴۵ تا ۱۶۹۶ میلادی . نویسنده اخلاق گرای فرانسوی که در ۱۶۹۳ به عضویت آکادمی فرانسه پذیرفته شد .

پ.ن ۲: امروز نشست ماهانه انجمن کوهنوردان ...

پ.ن ۳: نیکول فریدنی درگذشت . بیشتر ...

+ نوشته شده در  86/11/17ساعت 9:8  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

لیزا نیکولز ( مولف و طرفدار توانمندی شخصی )

قانون جذب به راستی مطیع است . وقتی تو درباره ی آنچه می خواهی فکر کنی و با قصد و نیت بد آن تمرکز کنی ،آنگاه قانون جذب دقیقا هر دفعه همان چیزی را که بخواهی به تو می دهد . وقتی حواست را متوجه " آنچه نمی خواهی " میکنی - نمی خواهم دیرم شود . نمی خواهم دیرم شود - قانون جذب " نخواستن " تو را نمی شنود و آنچه را تو در فکرش بودی برایت آشکار می کند و مکررا هم سر و کله اش پیدا می شود . قانون جذب در برابر " خواستن " یا " نخواستن " تو مغرض نیست . وقتی تو حواست را متوجه چیزی می کنی ، مهم نیست که چه باشد ، در واقع آن را به عالم هستی دعوت می کنی .

ادامه دارد ...

پ.ن ۱: بدون شرح ... ! بروز شد

پ.ن ۲: خبرنامه !!! بدو بیا عضو شو دیگه

+ نوشته شده در  86/11/16ساعت 9:58  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

قانون جذب به این قضیه توجه ندارد که از نظر تو چیزی خوب است یا نه یا آیا تو آن را می خواهی یا نمی خواهی . این قانون در برابر افکار تو عکس العمل نشان می دهد . اگر تو حواست را متوجه کوهی از قرض و قوله هایت کنی و در این مورد احساس وحشتناکی داشته باشی ، در واقع همین علامت را به کائنات مخابره می کنی . " بابت بالا آوردن این همه قرض و قوله حسابی حالم گرفته است . " تو در واقع این قضیه را نزد خودت تصدیق می کنی و همین را در تک تک مرحله ی هستی ات حس می کنی . به این دلیل است که قرض و قوله ات بیشتر و بیشتر می شود .

قانون جذب قانون طبیعت است .

این مورد غیر شخصی است و خوب و بد نمی شناسد ، فقط افکار تو را دریافت می کند و آنها را به صورت تجربه ی زندگی به سوی خودت باز می گرداند . قانون جذب صرفا همان چیزی را که در ذهنت می گذرد به سوی تو بر می گرداند .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  86/11/15ساعت 10:55  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

به جای موضوعات بد ، موضوعات خوب را جذب کن

اشکال کار در این است که بیشتر مردم راجع به آنچه نمی خواهندفکر می کنند و از خود می پرسند که چرا مرتبا سر و کله ی همان چیز ها ظاهر می شود .

تنها دلیلی که مردم هر آنچه را می خواهند ندارند این است که آنها بشتر راجع به آنچه نمی خواهند فکر می کنند تا آنچه می خواهند . به افکارت توجه کن و به کلام خودت گوش بده . قانون مطلق و بی چون و چرا است و جای هیچ اشتباهی وجود ندارد .

یک بیماری همه گیر بین آدم ها به مراتب بدتر از بیماری طاعون است که قرن ها کولاک می کرد . بیماری همه گیر " نخواستن " است . وقتی مردم به طور غالب فکر می کنند ، حرف می زنند ، عمل می کنند و تمام هم و غمشان آن چیزی می شود که نمی خواهند ، در واقع این بیماری همه گیر را زنده نگه می دارند . اما نسل حاضر نسلی است که تاریخ را تغییر می دهد ، چون ما اطلاعاتی را دریافت می کنیم که موجب رهایی مان از این بیماری واگیر دار می شود ! و این مورد از خودت شروع می شود و تو باید در جنبش این فکر جدید از طریق صرفا فکر کردن و حرف زدن راجع به آنچه میخواهی ، پیشگام شوی .

جان اساراف

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  86/11/13ساعت 10:26  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

باب پارکتر :

خودت را در وفور نعمت ببین و آن را جذب خواهی کرد . این در هر مرحله ای و برای هر فردی کارآیی دارد .

وقتی خودت را تصور کنی که در وفور نعمت زندگی می کنی ، زندگی ات را به گونه ای نیرومند و آگاهانه از طریق قانون جذب مشخص می کنی . به همین سادگی . به هر حال واضح ترین سوال مطرح می شود : " پس چرا هر فردی زندگی رویایی خود را ندارد ؟ "

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  86/11/11ساعت 13:57  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

ارتعاشات نیروهای ذهنی حساس ترین و در نتیجه

نیرومند ترین نیرو در عرصه ی هستی است .

چارلز هانل

 پ.ن ۱: جشن سده مبارک ...

پ.ن ۲: کوهنوردی

+ نوشته شده در  86/11/10ساعت 10:9  توسط " آموزگار "  | 

به نام دادار اورمزد

آتشى كه نميرد هميشه در دل ماست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/08ساعت 10:17  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

افکار مغناطیس هستند و بسامد دارند . همین طور که در حال فکر کردن هستی ، افکارت به کائنات فرستاده می شوند و به طور مغناطیسی چیزهایی همانند را که بسامدی مشابه دارند ، جذب می کنند . هر آنچه به بیرون فرستاده شود ، به سوی منبع خود بر می گردد و این منبع ، خودت هستی .

موضوع را این طور در نظر بگیر : همه می دانیم که دکل مخابراتی ایستگاه تلویزیونی از طریق بسامد برنامه پخش می کند ، که به صورت تصاویر به تلویزیون همه منتقل می شود . بیشتر ما در واقع نمی دانیم که این مورد چگونه کار می کند ، اما این را می دانیم که هر کانالی بسامد خاص خود را دارد و وقتی مطابق با آن بسامد تنظیم شود ، ما می توانیم تصاویر را در تلوزیون خود ببینیم . ما از طریق انتخاب کانال ، بسامد را انتخاب می کنیم . اگر بخواهیم تصویری متفاوت را از تلویزیون ببینیم ، کانال را تغییر می دهیم و آن را با بسامدی دیگر همخوان می کنیم .

تو هم یک دکل مخابراتی انسانی هستی ، نیرومندتر از هر نوع دکل تلویزیونی موجود در کره زمین . تو قدرتمندترین دکل مخابراتی در کائنات هستی . دکل مخابراتی تو دنیای تو را خلق می کند ، که آن هم به نوبه ی خود دنیا را خلق می کند . بسامدی که ارسال می کنی ، به ماورای شهرها ، کشورها و جهان می رسد و در کل کائنات طنین افکن می شود و تو با افکارت آن بسامد را منتقل می کنی .

تصاویری که تو از انتقال افکارت دریافت می کنی ، روی صفحه ی تلویزیون اتاق نشینمن خانه ات ظاهر نمی شود . آنها تصاویر زندگی تو هستند . افکار تو بسامدی ایجاد می کند ، روی آن بسامد موضوعاتی مشابه را جذب می کند ، و سپس آن موضوعات به عنوان تصاویر زندگی ات به سوی خودت باز پخش می شود . هر چیزی را که دلت می خواهد در زندگی ات تغییر دهی ، با تغییر افکارت ، کانال و بسامد را عوض کن .

ادامه دارد ...

پ.ن : خبرنامه ...

+ نوشته شده در  86/11/06ساعت 10:35  توسط " آموزگار "  | 

در چهار کتاب از جشن نوسده یا بر سده یا برسذق – نوسذق یاد شده است . دو اثر از این چهار : التفهیم ص 258 و آثار الباقیه ص 561  از ابوریحان بیرونی است . در زین الاخبار نیز از این جشن یاد شده است هم چنین در منتهی الادراک ( به نقل و اشاره شادروان تقی زاده – گاه شماری ص 194 ) به جشن نوسده اشاره ای موجود است ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/03ساعت 23:35  توسط " آموزگار "  | 

دومین ماه زمستان که یازدهمین ماه سال باشد موسوم است به بهمن، که دومین روز ماه نیز منسوب به اوست. در بهمن روز و بهمن ماه به واسطه توافق اسم روز با اسم ماه در ایران جشن بزرگی بوده به اسم بهمنگان یا بهمنجنه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/02ساعت 12:3  توسط " آموزگار "  | 

قسمت قبل ...

" فکر غالب یا نگرش ذهنی ، حکم مغناطیس را دارد و قانون این است که هر چیزی مشابه خود را جذب کند . در نتیجه ، نگرش ذهنی به گونه ای تغییر ناپذیر همین موقعیت هایی را که مطابق با ماهیت خود باشد ، جذب می کند . "

چارلز هانل ( ۱۹۴۹ - ۱۸۶۴ )

ادامه دارد ...

پ.ن : ادامه راز ۳ بهمن ۸۶

+ نوشته شده در  86/11/01ساعت 9:53  توسط " آموزگار "  |