تبليغاتX
راز

ادامه از قبل ...

باب پراکتر : اگر کسی از قانونی سر در نیاورد ، به معنی رد کردن آن نیست . شاید کسی از الکتریسیته سر در نیاورد و با این حال از فواید آن لذت ببرد . من نمی دانم چطور کار می کند اما این را می دانم که تو می توانی شام کسی را با وسیله ای برقی بپزی و همچنین می توانی خود آن شخص را بپزی !

ادامه دارد ...

پ.ن : ایی ریا فوتو بلاگ ...

+ نوشته شده در  87/01/31ساعت 23:59  توسط " آموزگار "  | 

ادامه از قبل ...

من از دیدگاه تفکر مشتاقانه یا دیوانگی تصوری با تو صحبت نمی کنم . بلکه از روی درکی عمیق تر و اساسی با تو حرف می زنم . در واقع فیزیک کوانتوم روی این کشف انگشت می گذارد و نشان می دهد که کسی نمی تواند عاملی را بدون اینکه ذهنش وارد آن شود ، از آن خود کند و اینکه در واقع فکر و ذهن هر آنچه را درک می شود ، شکل می دهد .

اگر کسی در مورد قیاس قدرتمندترین دکل مخابراتی در کائنات فکر کند ، متوجه همبستگی تمام و کمال با گفته های دکتر وولف می شود . ذهن تو فکر می کند و تصاویر به عنوان تجارب زندگی تو به سویت ارسال می شوند . تو نه تنها با افکارت دنیای خود را خلق می کنی ، بلکه افکارت مقتدرانه به آفرینش دنیا هم اضافه می شود . اگر فکر کردی که آدمی ناچیز هستی و در این دنیا قدرتی نداری ، مجددا فکر کن . در واقع ذهن تو ، دنیای اطرافت را شکل می دهد .

تحقیقات مبهوت کننده و اکتشافات فیزیکدانان های کوانتومی طی هشتاد سال اخیر ، موجب درک بیشتر ما از قدرت سنجش ناپذیر ذهن بشر در زمینه ی خلق کردن شده است . عمل آنان با کلام متفکران بزرگ جهان ، از جمله کارنگی ، امرسون ، شکسپیر ، بیکن ، کریشنا مورتی و بودا ، برابری می کند .

ادامه دارد ...

پ.ن : فوتو بلاگ من در اینجا .... کلیک کنید :)

+ نوشته شده در  87/01/21ساعت 23:24  توسط " آموزگار "  | 

فَروَردینگان یکی از جشن‌های اصیل ایرانی است.
در جشن فروردینگان که امروزه بیشتر به جشن فرودگ معروف است، زردشتیان سر مزار درگذشتگان خود (در تهران به قصر فیروزه، گورستان زردشتیان) می‌روند و برای خشنودی روان‌ها عود و کندر آتش می‌زنند. در ایران قدیم، به مناسبت‌های گوناگون جشنی برگزار می‌شد و از آنجا که «جشن» نوعی عبادت به شمار می‌آمد، برگزاری آن رنگ و صبغه دینی به خود گرفته بود. در باورهای ایرانی، برخی از این جشن‌ها، جشن‌های واجب بود، مانند گاهنبارها که جشن‌های سالگرد آفرینش‌های شش‌گانه (آسمان، آب، زمین، گیاه، چارپای مفید و انسان) هستند و برخی جشن‌های مستحب، مانند جشن‌های برابری نام روز و ماه. در اعتقادات زرتشتی، ماه را به چهار قسمت نامساوی تقسیم می‌کردند و هر روز ماه را با نام یکی از امشاسپندان و ایزدان می‌خواندند. در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام می‌شد، جشنی برگزار می‌کردند که برخی از این جشن‌ها از عمومیت و اهمیت زیادی برخوردار بودند و تا امروز اعتبار و اهمیت خود را حفظ کرده‌اند، مانند جشن فروردینگان (۱۹ فرودین)، جشن تیرگان (۱۳ تیر)، جشن مهرگان (۱۶ مهر) و جشن اسفندگان (اسفند ۵).

بقیه در ادامه مطلب ...

پ.ن : ادامه راز در پست بعدی ... !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/18ساعت 10:44  توسط " آموزگار "  | 

نقاشی از آرش کمانگیر در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/14ساعت 17:14  توسط " آموزگار "  | 

هنجاری که بر جهان هستی فرمان می راند زندگی و سرشت مردمان را نیز زیر فرمان دارد . منش نیک از آن کسی است که از هنجار هستی پیروی کند و کسی توانایی راستین را دارد که بر خواست های ناهنجارش چیره باشد .

پ.ن : اَهْوَنَ وَرْ > یکی از سرودهای بنیادی فرهنگ زرتشتی است . سرود و آفرینگان اهون ور است . نوشته اوستایی اهون ور چنین است :

یَتا رَتوش اَشات چیت هَچا

وَنْگِهْه اوشْ دَزْدا مَنَنگَهُو

شیَهُ اتنَه نام اَنْگِهه اوش مَزدایی

خْشَتْرِمچا اَهورائی آ

یِیمْ درْیگوبیو دَدَت واسْتارِم

+ نوشته شده در  87/01/11ساعت 23:53  توسط " آموزگار "  | 

اشویی بهترین نعمت است

اشویی خوش بختی ست

خوش بختی از آن کسی است که خواستار بهترین اشویی باشد

+ نوشته شده در  87/01/08ساعت 11:14  توسط " آموزگار "  | 

ادامه از قبل ...

تو می توانی قانون جذب را در همه جا ببینی . تو همه چیز را به سوی خودت جذب می کنی : افراد ، موقعیت ها ، سلامتی ، پول ، بدهکاری ، لذت ، خودرویی را که می رانی ، در جامعه ای که هستی . تو همه و همه را عین مغناطیس به سوی خود می کشانی . هر آنچه را درباره اش فکر کنی ، نزد خود می آوری . کل حیات تو تجلی افکار موجود در سرت است .

این کائنات همه شمول است ، نه مطرود . هیچ چیزی از زیر قانون جذب قسر در نمی رود . زندگی ات بازتابی از افکار غالب تفکری توست . تمام موجودات زنده ی این سیاره از طریق قانون جذب عمل می کنند . تفاوت بین موجودات با انسان ها این است که بشر دارای ذهنی تمیز دهنده است . انسان با استفاده از اختیار داری خود می تواند افکارش را انتخاب کند . انسان ها قدرت فکر کردن عمدی و خلق کلی حیات را با ذهنشان دارند .

لیزا نیکولز

پ.ن ۱: ادامه دارد ...

پ.ن ۲: من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ... من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس مِِی ارزد . (این شعرو یکی از دوستام برام فرستاده بود گفتم اینجا هم بزارمش  )

پ.ن ۳: سال جدید رو چطور شروع کردین ؟ ی بازی درست کنیم ؟

+ نوشته شده در  87/01/07ساعت 10:22  توسط " آموزگار "  |