تبليغاتX
راز

دلم ی مشت انگیزه میخواد واسه پر انرژی نوشتن . اینهمه درباره راز و نیروی ذهن نوشتم و نوشتن اما الان حتی حسش نیست با استفاده از اون قانونا دوباره بیام و تند تند آپ کنم این بلاگو . ببین چیکارمون کردن که اینجوری شدیم ! اما ی چیزیم هستا نمیدونم قبول داری یا نه !؟ اونم اینه که وبلاگ نویسی یا بقول یکی وبلاغ نویسی ! جویه یعنی ییهو جو میگیره چند نفرو میان مینویسن ی دوره میگزره کمرنگ میشن و نفرات جدید پیدا میشن ! یعنی تولد و زندگی و مرگ ! نظرتو بگو ...

+ نوشته شده در  88/06/26ساعت 10:20  توسط " آموزگار "  | 

تاحالا شنیدی میگن " ای بابا تو هم شدی ملا لغتی ! " حتما که شنیدین . ی چیز جالبی که هست اینه که این کلمه ملا لغطی نیست و در اصل ملانقطی درستشه . اینم از لغت نامه دهخدا واستون میزارم :

ملانقطی . [ م ُل ْ لا ن ُ ق َ ] (ص مرکب ) کسی که با کم و زیاد شدن یک نقطه ٔ نوشته از خواندن آن عاجز آید. آدم کم سواد. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). آنکه تا تمام نقطه ها و اعراب و حرکات کلمه ای نوشته نباشد نتواند خواند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || آنکه به جزئیات رسوم و آداب قانون یا قاعده یا رسمی پای بند و مقید است و تا رعایت همه نشود امر را ناقص شمارد در صورتی که همه برای صحت امر ضروری نیست . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || آنکه تا تمام جزئیات امر را نداند شناختن آن نتواند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

+ نوشته شده در  88/06/23ساعت 10:4  توسط " آموزگار "  | 

امروز بعد از مدت ها یکی از دوستامو میبینم . از بچه های کوهنورد که باهم خاطرات زیادی رو داریم . بعد از ظهر قراره باهم بریم فدراسیون . حس جالبی دارم . تو چه حسی داری وقتی ی دوستتو بعد از ی مدت طولانی ببینی ؟!

+ نوشته شده در  88/06/22ساعت 11:33  توسط " آموزگار "  | 

ی مدتی علاقه داشتم نوشته های پشت وانتا و کامیونارو میخوندم . خیلی هاشون جالبن . چند روز پیش اینو خوندم :

فاصله ها هیچ وقت حریف خاطره ها نخواهند شد  .

+ نوشته شده در  88/06/16ساعت 11:22  توسط " آموزگار "  | 

ی هفته ای میشه کلاسای ترم تابستونم تموم شده . افسردگی گرفتم برای کلاس نرفتن ! کلاس بنیاد هم که فرداست . چقدر دلم میخواد که زود چهارشنبه بیاد تا از دپرسی دربیام . !!!

عجب پستی شدا . نه ؟

+ نوشته شده در  88/06/10ساعت 16:25  توسط " آموزگار "  |