تبليغاتX
راز

 گفتار «تلاش ناموفق برای برگزاری هزارهء شاهنامه» رسید . از توجه و دقت شما سپاسگزارم . اینکه آقای محمدجعفر یاحقی گفته است به هیچ وجه با هیچ تاریخی سال 2010 را نمی توان به عنوان هزارمین سال سرایش شاهنامه دانست ناآگاهی او را از حقیقت شاهنامه و از تاریخ ایران نشان می دهد . ایشان یک بار دیگر از پیشگاه فردوسی با خوارداشت یاد کرده و او را روستایی زاده ای نامیده است که برای نزدیک شدن به محمود سبکتکین شاهنامه را به پشتیبانی وی فراهم کرده است شاهنامه بر بنیاد گفتار فردوسی در سال 400 هجری به پایان رسید بر این بنیاد سال 370 سال آغاز کار سرایش شاهنامه بشمار می رود و چنانکه گردیزی تاریخنویسی که در دربار غزنویان می زیست در تاریخ خود روشن کرده است که محمود در ذیقعده 389 به فرمانروایی خراسان می رسد و بر این بنیاد شاهنامه نوزده سال پیش از فرمانروایی او آغاز شده است، به هیچ روی نشاید چنین بیاندیشیم که محمود ناایرانی دشمن فرهنگ ایران مشوق فردوسی در کار سرایش شاهنامه بوده باشد .

من همه این مسائل را در پیشگفتار بر ویرایش شاهنامه که همزمان با روز بزرگداشت فردوسی در دانشگاه صنعتی شریف رونمایی شد و از امروز میان خواهندگان عرضه می شود به خوبی شرح داده ام . در حالی که فردوسی خود از یاور و پشتیبان خود امیر منصور فرزند پهلوان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق در پیشگفتار شاهنامه یاد می کند چگونه شاید پذیرفتن که آنکس که امیر منصور را در زندان گردیز کشت همان کس نوزده سال پیش از آن (که محمود کودکی یازده ساله بود) پشتیبان و مشوق فردوسی در این کار بوده باشد !  بزرگترین سند راستی این گفتار تاریخ بیهقی است که بزرگترین تاریخ روزشمار جهان بشمار می رود و در آن بخشی هست که مداحان محمود را نام برده و از هر یک از آنها قصیده ای در مدح محمود آورده است در این کتاب بزرگ نامی از فردوسی در میان نیست و پیدا است که پس از مرگ فردوسی و مرگ محمود و مسعود سومین فرمانروای غزنوی «مودود» گروهی شاعر مزدور را گرد آورد تا با استفاده از فراموشی مردم و گردش نسل برای آنانکه در زمان فردوسی کودک بوده اند ابیات شاهنامه را باز کرده و در میان آنها مدح محمود ناستوده را گنجانده اند وگرنه فردوسی در آغاز شاهنامه برای محمود که کشنده امیرمنصور است ستم آرزو می کند و در پایان شاهنامه او را بنده بی هنر و بی نژاد و بزرگی می خواند که در آن سال (400 هجری) فرمانروای خراسان بوده است :

بر این، سالیان؛ چارصد بگذرد / کزین دوده (ایرانیان) کس تخت را، نسپرد

شود بندهء بی هنر شهریار / نژاد و بزرگی نیاید بکار

بی گمان اگر چهارصد هجری را در یازده روز (کمبود سال قمری از خورشیدی) ضرب کنیم با یک شمار ساده چنین می شود :

 400 * 11 = 4400

 4400 / 365 = 12 سال

اگر 12 را از 400 کم کنیم سال 388 بدست می آید که امسال هزارمین سال را بر شاهنامه می گذراند این محاسبه را کودکان دبستان نیز می دانند بگذار که محمدجعفر یاحقی مدیر فرهنگسرای فردوسی آن را درنیابد .

بخش دوم گفتار من آن است که چون شارلمانی کشور فرانسه را در هزار سال پیش تشکیل داد در سرتاسر خاک فرانسه سه نفر بیشتر باسواد نبودند و هزار سال پیش ما آئینهء تمام نمای فرهنگ و هنر و خرد و جهانداری و زندگی نیاکانمان را با خامهء فردوسی به جهانیان پیشکش کرده ایم و اکنون نباید منتظر عنایت (!) و نگرش فرانسویان به شاهنامه باشیم اگر آنان چنین کنند خود را بزرگ کرده اند و اگر نکنند بگمان من همین بس است که ایرانیان چنین رویداد فرخنده و بزرگ فرهنگ جهان را پاس بدارند گرامی بدارند و شاهنامه را بخوانند و در جشن های خویش از این خورشید تابان فرهنگ جهان را بزرگ خوانند و خویش را به جهانبینی شگفت نیاکان بیارایند و با شاهنامه راه آینده زندگی خود را درخشان کنند . آنچه که خویشکاری (وظیفه) من بود انجام گرفت و شاهنامه را پس از سی سال کوشش ویراستم و شاهنامهء ویراسته شده خواندن و درک پند و خرد و رویدادهای زندگی نیاکان را برای جوانان آینده آسان می کند . شاد باشید

دیر زیوید

به کامه زیوید

با یاد نیاکان و فردوسی زندگی شما به شادی بگذرد

بنیاد نیشابور - فریدون جنیدی

+ نوشته شده در  88/02/30ساعت 20:13  توسط " آموزگار "  | 

تاحالا تو سایت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) رفتین ؟ تقریبا هر روز بهش سر میزنم و مطالبش رو می خونم . اما شوربختانه دارای مشکلات و نواقص زیادی هست . وقتی شما تو محیط مجازی اقدام به ساخت پایگاهی میکنی باید بدونی که اینجا جای تبادل نظر و ارتباط دو سویه هست و نه مانند دنیای خارج از محیط سایبر که اکثر رسانه ها در آن ارتباط یکسویه دارند و هرچه که دلشان میخواهد دروغ یا راست به خورد افکار عمومی و مردم می دهند . اینو گفتم چون ی چیز جالب تو این سایت ایسنا هست اونم قسمت نظر شما درباره این خبره ! مسئولین ایسنا اومدن این بخش رو طراحی کردن اما وقتی شما نظرت رو درج میکنی و روی گزینه ثبت کلیک ، با این پیغام روبرو میشی !

:The server can't fulfill your request.پس از گذشت زمان کوتاهي مجددا تلاش نماييد.

همیشه هم همینطور بوده نه اینکه مختص زمان خاصی باشه . این پست رو نوشتم چون دلم ی جورایی دیگه حوصله نگه داشتن بعضی حرفارو نداره .خدا رو شکر که دیگه عمر اینجور رسانه ها رو به اتمامه و امپراطوری وبلاگ ها در حال پیشی گرفتن از اینجور خبرگزاری ها و مراکز اطلاع رسانی بخصوص دولتی !

دلیل دیگه نوشتن این پست این خبر بود که میتونی با کلیک کردن این لینک ببینیش ! جناب معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی فرمودن که مشکل فرهنگ بودجه نیست بلکه مدیریت فرهنگی است ! خوب کاملا درست فرمودن ایشون ولی سوال اینجاست : آقای معاون ! چرا به دانش آموختگان رشته مدیریت امور فرهنگی میدون داده نمیشه ! ؟ چرا دانشجویان این رشته با یک دنیا مشکل سر و کار دارن و هیچ سازمانی بهش بها نمیده ! ؟ چرا در پست های سازمانی مدیریت فرهنگی افرادی غیر متخصص مشغول بکارند ! ؟ افرادی که حتی تعریفی از فرهنگ نمی دانند !!! چه رسد به اینکه بخواهند راهکار ارائه دهند !!! و کلی چرای دیگه که اگه بخوام بنویسم ی دیوان واسه خودش میشه !

شما نخست آدم های کار بلد و تحصیل کرده این رشته رو کمک کند تا بتونن خودشون رو نشون بدن بعد بگین مشکل مدیریت هست ! اینو همه میدونن که مشکل تو تمام سازمان ها عدم تخصصی بودن مشاغله .

نظر تو چیه دوست گرامی ؟

+ نوشته شده در  87/08/14ساعت 12:50  توسط " آموزگار "  | 

امروز روز خوبی بود ... از یکی دو تا از دوستای قدیمی خبر گرفتم . یکمی هم درس خوندم ! تمرین آب بابا . میگی چی دارم میگم ؟ یادم نبود بهتون نگفته بودم که میرم کلاس زبان پهلوی . شدم مثل کلاس اول دبستان . تمرین الفبای پهلوی  دنیاییه واسه خودش . جالب و زیبا . وقتی میتونی کتابای نیاکانتو بدون ترجمه بخونی . نظر تو چیه ؟

اگه خوبه که آدما به نیاکانشون اهمیت بدن ، پس چرا کسی دنبالش نیست و بیشتریا بی توجه هستن ؟

منتظرما . ی چیزی بگو ...


+ نوشته شده در  87/08/11ساعت 23:29  توسط " آموزگار "  | 

دو روزی میشد که به فکر تغییرات تو غالب وبلاگ گروهمون افتاده بودم که عملی شد و شروع به انجامش کردم و به واسطه همین بهونه ای شد تا به جلسه گروه برم ساعت ۱۷:۳۰ از خونه زدم بیرون و ساعت ۱۹ رسیدم به دفتر گروه . جلسه گروه که تموم شد با یکی از همنوردا تا ی مسیری اومدم و شب دوباره رفتم سروقت وبلاگ گروه . اما نمیدونم چرا دیگه وبلاگ نوشتن اون حس و حال قبل رو برام نداره . یاد روزایی افتادم که بازار وبلاگ گرم بود و کلی دوست اینجا داشتم اما امروز بیشتر اون دوستا از محیط مجازی کوچ کردن . یادش بخیر . اگه اومدین و اینجارو خوندین بدونین دلم براتون خیلی تنگ شده رفقای نیمه راه .

راز هنوز هست ...

+ نوشته شده در  87/08/07ساعت 9:37  توسط " آموزگار "  | 

در هفته گذشته با هدف برخورد با ناهنجاری های اجتماعی اعلا م شد که اگر افرادی با ظاهر و موهای اصلا ح شده ناهنجار مشاهده شوند، بازداشت و آرایشگاهی که سر او را اصلا ح کرده است، پلمپ خواهد شد، یا لباس نامناسبی بر تنی کشیده شده باشد، سراغ لباس فروش خواهند رفت و... یعنی اگر اثری از ناهنجاری ملا حظه شود به سراغ موثر هم خواهند رفت و با موثر هم برخورد خواهند کرد. آیا به انتها و عواقب این چالش اندیشیده ایم؟
کدام نظریه فرهنگی و اجتماعی این راه را به ما یاد می دهد؟ مگر لباس فروش می داند که خریدارش این لباس را در محفل خصوصی و خانوادگی خواهد پوشید یا در خیابان ها و اماکن عمومی، اصلا مگر حق دارد بپرسد این لباس را کجا خواهی پوشید؟ یا از او تعهد بگیرد که کجا حق دارد بپوشد یا نپوشد، نگارنده شخصا در کیش شاهد بود که آقایی به همراه همسرش به یک مغازه مراجعه کرد و دو نفری لباسی را انتخاب کردند و خانم به اطاق پرو مراجعه و لباس را پوشید و برای مشورت با همسرش از اطاق پرو خارج شد، فروشنده برای ایفای نقش فروشندگی اش، به خانم گفت: چقدر با این لباس زیبا شدی! مرد از کوره به در شد و آن چنان اعتراضی به فروشنده و دخالت او در حریم خصوصی خود ابراز کرد که به کتک کاری و فراخوانی پلیس و عذرخواهی فروشنده و ترک مغازه بدون خرید منجر شد.
خاص گرایی های فرهنگی، قشری، قومی، جنسی در اغلب جوامع توسعه نیافته یا در حال توسعه از جمله جامعه ما به مثابه یک مانع اساسی در راه توسعه خودنمایی می کند. گویا اصراری است که نگرش عموم مردم نسبت به مسائل مختلف اجتماعی متاثر از نگرش های تبیین شده سلیقه ای توسط یک قشر یا گروه بدون هیچ تغییری ادامه پیدا کند منظور از مسائل اجتماعی کلیه مسائلی است که در ظرف جامعه صورت وقوع می یابند و این مسائل کلیه امور اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را شامل می شود. اگر نگرشی در بسته افکار عمومی قرار نگیرد درتعامل با جامعه واقع نخواهد شد، به عبارتی شفاف تر برای رسیدن به تفاهم در یک نگرش باید فرآیند زیر را طی کرد:
۱) مبنای نظری نگرش مشخص باشد و آن مبنا در جامعه نهادینه شده باشد. مثلا نگرش هایی در خصوص بانک ها و مسائل مرتبط با آن ها مطرح هست و مبنای نظری آن هم مشخص است اما این مبنا در جامعه نهادینه نشده است، مسیر تبدیل آن به لا یحه یا طرح و ارایه به مجلس شورای اسلا می و طی مراحل تصویب و تایید در شورای نگهبان و ابلا غ به دولت را فاقد است اصرار بر عمومی شدن این نگرش خاص گرایی است و نهادینه نیست و چالش ایجاد خواهد کرد.
۲) در نهادینه کردن نگرش ها، مراحل آزمایش به آسیب شناسی و اصلا ح رفع کاستی های آن ملحوظ شده باشد تا وقتی به اجرا گذاشته می شود قابلیت تعامل در آن بالا باشد و در مقاطع از قبل تعیین شده مورد بازخوانی، مهندسی مجدد و اصلا ح به دلایل مختلف قرار گیرد.
۳) در روش های اجرا نوآوری داشته باشیم چون نوآوری مرحله تبدیل خلا قیت های ذهنی به محصول خدمات یا روش هاست. عقل روشی پذیرفته شده ترین پدیده در زندگی بشر قرن بیست و یکم و قرون قبل است.
۴) برای رسیدن به تفاهم در نگرشی که مراحل فوق را طی کرده است باید ابتدا در جامعه ایجاد ذهنیت منطقی کرد و این ذهنیت را در تعارض با ذهنیت های متمایز هم موضوع هدایت کردکه تا به عینیت رفتاری تبدیل شود و چون در این حرکت خود موضوع هم مسیر تعالی و توسعه را می پیماید، دائم در معرض نو شدن و در چالش های علمی و منطقی زنده و پویا باقی می ماند.
لا زم به ذکر است که در هر شرایط اجتماعی چه بخواهیم و چه نخواهیم، درباره پدیده هائی که با زندگی مردم و چگونگی بودن و شدن آنها و چگونگی زیستن آنها ارتباط دارند، افکار عمومی وجود دارد، در جوامع بسته و دچار انسداد این افکار عمومی پنهان است و در جوامع توسعه یافته آشکار، آنچه که در افکار عمومی حضور دارد، به صور مختلف مورد بحث و گفت وگو قرار می گیرد و وجود گروه های مخالف و مختلف، برای عمق بخشیدن و غنی کردن آن موضوع موهبت است، نه زحمت، برکت است و نه نقمت. افکار عمومی با مفاهیمی مانند وفاق عمومی متفاوت است، افکار عمومی با آداب و رسوم واحساسات و عواطف هم متفاوت است، افکار عمومی قابل تغییر است، جای چون و چرا دارد و می توان آن را هدایت کرد.
در همین مسئله آرایش های به اصطلا ح ناهنجار، چرا راه حل را از اتحادیه آرایشگران نخواهیم، چرا راه حل را از صنف آرایشگر جویا نشویم چرا با پرداخت پاداش آنها را در سمینارها و دوره هایی که نهادینه شده مخالفت ما را بشنوند، گردهم نمیآوریم؟ چرا برای ارائه مدل های پذیرفته شده و هنجار برای آنها ظرفیت سازی نکنیم و ... یادمان باشد عصر، عصر توسعه مشارکت در وظایف مدیریتی است و دوران فقط مشارکت در اجرا گذشته است. مباد اقدامات سلیقه ای ما آرایشگاه ها را هم زیرزمینی کند!
تا باور شما چه باشد.

نویسنده : میرزا بابا مطهری نژاد

تحلیل : روزنامه مردم سالاری

منبع : سایت آفتاب

پ.ن : دیدم جالبه گفتم بخونیدش کیا با ی قرار وبلاگی موافقن ؟ دستا بالا

+ نوشته شده در  87/04/09ساعت 9:55  توسط " آموزگار "  | 

امروز به یکی از پاساژهای کتاب فروشی در انقلاب رفته بودم که با پخش برگه هایی در بین فروشگاه های کتاب و مغازه های خدمات کپی و تکثیر روبرو شدم . این برگه پخش شده را اسکن کردم و در ادامه مطلب همین پست گذاشتم . ببینید و خودتون قضاوت کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/12/15ساعت 13:32  توسط " آموزگار "  | 

یکی از قوانینی که قانون راز بیان می کند این است که چیزهایی که باعث ناراحتی تو میشوند و امواج منفی برایت دارند از خودت دور کنی ، اما اینجا یک سوال ایجاد میشه ، اگه دوست شما باعث ناراحتی شما شد و بقول معروف روی اعصاب رفت ، اونوقت باید چیکار کرد ؟ ارتباط دوستی را قطع میکنید ؟ یا گزینه های دیگری رو در نظر میگیرین ؟ نظراتتون را عنوان کنید ...

+ نوشته شده در  86/11/29ساعت 9:41  توسط " آموزگار "  | 

سوال : آیا در حوضه تعلیم و تربیت عقل به تنهایی کفایت میکند ؟ نظرتون چیه ؟ یا هنوز هم بشر به وحی نیاز داره ؟

پ.ن ۱: در مورد پست قبلی ، ایده های زیادی وجود داره ... هیوم میگه که از طریق حس ، دکارت میگه از طریق عقل و کانت هم میگه از هر دو !

پ.ن ۲: کوهنوردی


درباره نیاز به وحی و نظر خودم :

اول ممنون از دوستانی که درباره این سوالات نظراتشون رو اعلام میکنن ... به عقیده من عقل به تنهایی کافی نیست و نمیتونه در دنیای امروز کارساز باشه ، حتی در آینده نیز چنین خواهد بود دلیلم هم اینه که نخست دامنه تعلیم و تربیت خیلی گستردست ، دوم اینکه عقل محدودیت معرفتی داره و سوم هم آفت پذیری عقله ( جهل و غرائز) .

+ نوشته شده در  86/09/10ساعت 11:24  توسط " آموزگار "  | 

به نظر شما ما با استفاده از کدامیک از این موارد به همه چیز دست پیدا میکنیم ؟ عقل ، احساس و یا هر دو ؟

پ.ن ۱: گزارشی از افتتاح نمایشگاه عکس "از ایران تا هیمالیا" در کوهنوردی

پ.ن ۲: گروه کوهنوردی همت شمیران

پ.ن ۳: راز همیشه و همه جا با شما !

+ نوشته شده در  86/09/07ساعت 9:27  توسط " آموزگار "  | 

دیروز سوالیرو مطرح کردم که بعضی از دوستان نظراتشون رو اعلام داشتن حال نظر چند نفر از بزرگان تاریخ رو درباره انسان کامل که بتواند بعنوان الگو قرار گیرد رو مطرح می کنم :

نظر افلاطون : افلاطون انسان کامل و الگو را فیلسوف میداند .

نظر ارسطو : انسان بزرگوار .

نظر نیچه : ابر مرد : یعنی انسانی که اجازه ندهد ضعفا رشد پیدا کنند و ضعفا را زیر پا مانند کرم له کند . ( دقیقا همان چیزی که هیتلر به آن اعتقاد داشت و در کتاب نبرد من نیز به آن اشاره نموده که آریایی قوم برتر است و باید بقیه نژاد ها را مانند کرم زیر پا له کرد . )

مکتب یوگا : انسان آزاده .

و در آخر نظریه اسلام در اینباره : انسان کامل از دیدگاه اسلام در ۲ بعد نظری و علمی مورد بررسی واقع شده :

الف ) در بعد نظری انسان کامل را خلیفه الله می داند .

ب ) در بعد عملی می فرماید : به تحقیق پیامبر برای شما بهترین الگو می باشد .

توجه به انسان کامل و الگو قرار دادن در میان انبیا بوده است بعنوان مثال توجه حضرت موسی (ع) نسبت به حضرت خضر (ع) .

پ.ن ۱: شما نظرتون چیه ؟

پ.ن ۲: کوهنوردی

پ.ن ۳: جشن آذرگان خجسته باد ... (ادامه مطلب را بخوانید ...)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/09/06ساعت 9:50  توسط " آموزگار "  | 

به نظر شما انسان کامل کیست که بخواهد بعنوان یک الگو قرار گیرد ؟

پ.ن ۱: کمک میخواهین ؟

پ.ن ۲: کوهنوردی

پ.ن ۳: راز

+ نوشته شده در  86/09/05ساعت 10:45  توسط " آموزگار "  | 

راستش الان چیزی به ذهنم نمیرسه . در حال آماده شدن هستم که به امید خدا ساعت ۱۷ همراه با همنوردانم به سمت رینه برای صعودی خاطره انگیز به بام ایران حرکت کنیم . تا ۳ شهریور بدرود ...

پ.ن : نظر شما درباره این وبلاگ چیست ؟ لطفا انتقادات و پیشنهادات خودتونو درباره این وبلاگ برام بنویسید . ممنون

+ نوشته شده در  86/05/31ساعت 10:33  توسط " آموزگار "  | 

نهان‌شناسی یا علوم خَفیّه یکی از دو شاخهٔ علوم در تقسیمات باستانی است. شاخهٔ دیگر، یعنی علوم جَلیّه، به طب و منطق و هندسه و غیره مربوط است قوانین مشخصی داشت و در کتاب‌ها نوشته و در مکاتب تدریس می‌شد، ولی علوم خفیه ـ که علوم غریبه نیز نامیده می‌شوند ـ به نیروهای مافوق طبیعت می‌پردازد و اسرار آن در نزد عالمانش پنهان می‌ماند.

باور اکثریت دانشمندان امروزی بر این است که توضیحات و ادعاهای نهان‌شناسی با علم امروزین سازگاری ندارد و از راه‌های علمی بر مبنای روش‌های علوم امروزی اثبات‌پذیر نیست زیرا علوم امروزی بیشتر به نوعی ادامه دهندهٔ مسیر پوزیتیویسم (تجربه‌گرائی) صرف جهت رسیدن به حقایق هستند و با توجه به نسبی و ناقص بودن علوم امروزی نمی‌توان دلیل محکمی بر وجود یا عدم وجود چیزی که در این دایره (تجربه‌گرائی) نمی‌گنجد آورد.

 

پ.ن ۱: موسیقی وبلاگ عوض شد : همنوایی نی و دف کاری از پارسا احتشامی (نی) و عرفان به امید حق  (دف) دستگاه دشتی .

 

پ.ن ۲: تولد دوست خوبم راشل رو تبریک میگم .

 

پ.ن ۳: آرزونامه ! در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/28ساعت 9:27  توسط " آموزگار "  | 

به دعوت دوست خوبم فریبا منم تو بازی تاثیرگذاران شرکت می کنم . (در ادامه مطلب)

پ.ن ۱: بالاخره برگشتم .

پ.ن ۲: ۱۹ مرداد جای اونایی که نبودن خیلی خالی بود .

پ.ن ۳: بقیه پی نوشت هارو هم قراره فریبا بنویسه !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/20ساعت 11:55  توسط " آموزگار "  | 

تاریخ علم :

تاریخ دانش یا تاریخ علم رشته‌ای از تاریخ است که به بررسی چند و چون تغییر درک انسان از دانش و فناوری در درازنای هزاره‌ها میپردازد. و اینکه چگونه این درک دستیابی به فناوری‌های نوین تر را برای ما ممکن ساخته است. از جمله زمینه‌های پژوهش در این رشته می‌توان به تأثیرات فرهنگی، اقتصادی، و سیاسی نوآوری‌های دانشی اشاره‌کرد.

نوآوری‌های دانش و فناوری در بسیاری از نقاط جهان پیشینه دارند و هند، ایران، یونان، چین و مصر در این زمینه سهم بسزایی دارند.

تاریخ علم دانشی است در راستای بررسی و بیان چگونگی وقایع علمی و نیز، تبیین چرایی وقوع آن‌ها. در اینکه علم و دانش بعلت عجین بودن با نطق بشری عمری تقریباْ به اندازه نوع بشر دارد شکی نیست. خاستگاه علم بشر مطابق با حضور او در هر نقطهٔ کره زمین بوده است. اما آنچه می‌‌توانیم به آن استناد کنیم مکتوباتی است که تاریخ ثبت بسیاری از وقایع علمی را از سده‌های ۶ قبل از میلاد مسیح در مناطق مصر و بابل و در میان فنیقی‌ها گزارش می‌‌نماید. ما به منظور نظم دهی به مطالعات تاریخی، بررسی خود را به چهار دوره اساسی پیشرفت علمی تقسیم می‌‌نماییم. این دوره‌ها خود به دوره‌های دیگری منقسم می‌‌شوند که عبارت‌اند از:

۱) دوره یونیانیان - اسکندرانی ۲) دوره انقلاب علمی در سده ۱۷ ۳) دوره مادیگرایی در سده ۱۹ ۴) دوره نوین

 

پ.ن : آرزونامه ! در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/05/04ساعت 12:17  توسط " آموزگار "  | 

واژۀ علم معانی گوناگون و متعدّدی را در طیّ تاریخ طولانی تمدّن و علم در خود جای‌داده است. نوشتن پیرامون علم در حوزۀ زبان فارسی از امور دشوار بوده، و انجام آن به ظرافت و توجه ویژه‌ای نیازمند است. به منظور آشکارایی و وضوح مفاهیم مربوطه، بررسی سیر تاریخی استفاده از واژه‌های علم و دانش در هر‌کدام از دو حوزۀ فلسفه غرب، و نیز حکمت و فلسفۀ شرق، و سپس مطالعۀ اجمالی فرایند و دینامیک پیچیدۀ تعامل و در‌هم‌آمیزی آنها با یک‌دیگر از جملۀ گامهای ضروری آغازین در این مسیر است.

تکرار تجربه‌ایست که در عمل نتیجه واحد داشته باشد.

پ.ن : کوهنوردی

+ نوشته شده در  86/04/28ساعت 16:36  توسط " آموزگار "  | 

انواع علوم و اصناف آن :۱- جلیه (عقلیه) ۲- خفیه (غریبه)


جلیه: آنست که اشتهار یافته و اکثر علما بر قواعد و قوانین آن مطلع میشوند.
خفیه: آنست که در زوایای اختفاء مانده و هرکس را وقوف بر حقایق اسرار و بدایع آن میسر نشود. و بی ریاضت تمام و مجاهده الکلام اطلاع بر قانون استخراج و اسلوت استنباط ان دست ندهد.
ازجمله خفیات علوم خمسه متحجبه است که از حروف اوایل اسماء آنها بر وجهی که حکمای یونان گفته اند نکته "کله سر" مستفاد میگردد.

پ.ن ۱: ادامه دارد ...

پ.ن ۲: کوهنوردی

+ نوشته شده در  86/04/21ساعت 14:19  توسط " آموزگار "  | 

آیا علم دارای قطبین است ؟

پ.ن ۱ : در صورت مثبت بودن پاسخ شما ، علم (علوم) منفی چیست ؟

پ.ن ۲ : کوهنوردی

+ نوشته شده در  86/04/18ساعت 8:57  توسط " آموزگار "  | 

انسان در دنیای خاکی ، موجودی است دو بعدی : متشکل از جسم و روح . جسم بیولوژیکی جایگاهی (قالبی) است موقتی برای روح ملکوتی * و در عین حال مکملی است ضروری برای سیر کمال معنوی « خود » ۱ ، یا ارگانیزم روحی - روانی . انسان ، در اساس ، از روح ملکوتی تشکیل می شود که موجد هویت واقعی فرد است : و هموست که پس از مرگ جسم ، باقی می ماند . پس می توان گفت انسان اساسا یک « موجود معنوی » ، یا یک ارگانیزم روحی - روانی است در قالب جسم .

اما خود * یا ارگانیزم معنوی انسان ، موجودی انتزاعی و بدون هویت نیست ، بلکه موجودی است « مادی » ۲ ، ولی بی نهایت لطیف که معمولا اندام های حسی جسمانی قابلیت درک آن را ندارند . این موجود ، منشا خود آگاهی ، ادراکات ، احساسات و استعداد هایی است که از ویژگی های انسان محسوب می شود . « خود » ، دارای استعداد رشد و تحول به سوی پختگی ( کمال ) است و هرگاه این استعداد ، به طور کامل ، به فعل در آید ، انسان به غایت رشد روحی خود ، یعنی کمال رسیده است .

به طور خلاصه ، اصل وجود انسان یا « خود » اساسا یک ارگانیزم روحی - روانی است که موقتا در یک جسم بیولوژیکی سکنا گزیده است . آنچه به انسان هویت می بخشد ، در او ایجاد فکر می کند ، باعث می شود احساس کند که هست و پس از مرگ هم باقی می ماند ، همین ارگانیزم روحی - روانی یا « خود » است .

راه کمال فصل اول ص ۲۳

پ.ن :

۱. خود (Self) : از ترکیب روح ملکوتی و روح بشری ، واحدی به وجود می آید به نام « خود » .

۲. یکی از دلایلی که ارگانیزم روحی - روانی انسان را موجودی « مادی » ولی بی نهایت لطیف در نظر می گیریم این است که مانند هر موجودی مادی دیگر محکوم قوانین علییت است . در این مورد رجوع شود به کتاب معنویت یک علم است نوشته دکتر بهرام الهی .

* روح ملکوتی ( Celestial Soul ) : روحی با منشا آسمانی ( ملکوتی ) که به زمین نزول می کند تا به روح بشری بیوندد و « خود » یا ارگانیزم معنوی ( روحی - روانی ) انسان را تشکیل دهد . روح ملکوتی انسان حامل ذره الهی ست و هموست که به او قوه ی کسب صفات خدایی را می بخشد . این روح همچنین منشا عقل ، اراده ، وجدان اخلاقی و نفس شائقه است .

+ نوشته شده در  86/03/26ساعت 9:1  توسط " آموزگار "  |