الان پروفسور گروپ از اساتید دانشگاه هامبورگ آلمان در ایران حضور دارن و در پیشوای ورامین مشغول بررسی ۱۰۰ لوح آجری جدید کشف شده هستند که روی آنها خط وجود دارد و مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش است . بعد از خط جیرفت حالا خطی در پیشوای ورامین ...
اخبار جدیدتر اگه به دستم برسه روی بلاگ قرار میدم .
بر اساس نظر باستان شناسان ایتالیایی، بقایای ارتش نیرومند کمبوجیه دوم (کامبیز)- پادشاه ایران باستان (فرزند کوروش بزرگ) در۲۵۰۰ سال قبل- در نهایت، در شن های بیابان های غرب مصر یافت شده است و این امید را به باستان شناسان بازگرداند تا بتوانند یکی از بزرگترین رازهای بزرگ باستان شناسی را آشکار نمایند. در این اکتشافات در بیابان های متروکه و وحشی غرب مصر، ابزار جنگی برنزی، دستبندها و گوشوارهای نقره ای ، و صدها استخوان انسان یافت شده است که نشانه هایی از ارتش گمشده شاه پارسی ( کمبوجیه دوم ) 522 BC- با ۵۰ هزار مرد جنگی میباشد که در طوفان شن بزرگی در صحرا دفن شده بودند.
فرهنگسرای ابن سینا نشست خرد و سروش ، دو رهنمون اسطوره ها در شاهنامه را در روز چهارشنبه 20 آبان ساعت 16 برگزار می کند ، علاقه مندان می توانند به نشانی شهرک قدس ، فاز یک ، ایران زمین شمالی مراجعه کنند .
منبع : روزنامه همشهری یکشنبه 17 آبان 1388 صفحه آخر
گفتار «تلاش ناموفق برای برگزاری هزارهء شاهنامه» رسید . از توجه و دقت شما سپاسگزارم . اینکه آقای محمدجعفر یاحقی گفته است به هیچ وجه با هیچ تاریخی سال 2010 را نمی توان به عنوان هزارمین سال سرایش شاهنامه دانست ناآگاهی او را از حقیقت شاهنامه و از تاریخ ایران نشان می دهد . ایشان یک بار دیگر از پیشگاه فردوسی با خوارداشت یاد کرده و او را روستایی زاده ای نامیده است که برای نزدیک شدن به محمود سبکتکین شاهنامه را به پشتیبانی وی فراهم کرده است شاهنامه بر بنیاد گفتار فردوسی در سال 400 هجری به پایان رسید بر این بنیاد سال 370 سال آغاز کار سرایش شاهنامه بشمار می رود و چنانکه گردیزی تاریخنویسی که در دربار غزنویان می زیست در تاریخ خود روشن کرده است که محمود در ذیقعده 389 به فرمانروایی خراسان می رسد و بر این بنیاد شاهنامه نوزده سال پیش از فرمانروایی او آغاز شده است، به هیچ روی نشاید چنین بیاندیشیم که محمود ناایرانی دشمن فرهنگ ایران مشوق فردوسی در کار سرایش شاهنامه بوده باشد .
من همه این مسائل را در پیشگفتار بر ویرایش شاهنامه که همزمان با روز بزرگداشت فردوسی در دانشگاه صنعتی شریف رونمایی شد و از امروز میان خواهندگان عرضه می شود به خوبی شرح داده ام . در حالی که فردوسی خود از یاور و پشتیبان خود امیر منصور فرزند پهلوان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق در پیشگفتار شاهنامه یاد می کند چگونه شاید پذیرفتن که آنکس که امیر منصور را در زندان گردیز کشت همان کس نوزده سال پیش از آن (که محمود کودکی یازده ساله بود) پشتیبان و مشوق فردوسی در این کار بوده باشد ! بزرگترین سند راستی این گفتار تاریخ بیهقی است که بزرگترین تاریخ روزشمار جهان بشمار می رود و در آن بخشی هست که مداحان محمود را نام برده و از هر یک از آنها قصیده ای در مدح محمود آورده است در این کتاب بزرگ نامی از فردوسی در میان نیست و پیدا است که پس از مرگ فردوسی و مرگ محمود و مسعود سومین فرمانروای غزنوی «مودود» گروهی شاعر مزدور را گرد آورد تا با استفاده از فراموشی مردم و گردش نسل برای آنانکه در زمان فردوسی کودک بوده اند ابیات شاهنامه را باز کرده و در میان آنها مدح محمود ناستوده را گنجانده اند وگرنه فردوسی در آغاز شاهنامه برای محمود که کشنده امیرمنصور است ستم آرزو می کند و در پایان شاهنامه او را بنده بی هنر و بی نژاد و بزرگی می خواند که در آن سال (400 هجری) فرمانروای خراسان بوده است :
بر این، سالیان؛ چارصد بگذرد / کزین دوده (ایرانیان) کس تخت را، نسپرد
شود بندهء بی هنر شهریار / نژاد و بزرگی نیاید بکار
بی گمان اگر چهارصد هجری را در یازده روز (کمبود سال قمری از خورشیدی) ضرب کنیم با یک شمار ساده چنین می شود :
400 * 11 = 4400
4400 / 365 = 12 سال
اگر 12 را از 400 کم کنیم سال 388 بدست می آید که امسال هزارمین سال را بر شاهنامه می گذراند این محاسبه را کودکان دبستان نیز می دانند بگذار که محمدجعفر یاحقی مدیر فرهنگسرای فردوسی آن را درنیابد .
بخش دوم گفتار من آن است که چون شارلمانی کشور فرانسه را در هزار سال پیش تشکیل داد در سرتاسر خاک فرانسه سه نفر بیشتر باسواد نبودند و هزار سال پیش ما آئینهء تمام نمای فرهنگ و هنر و خرد و جهانداری و زندگی نیاکانمان را با خامهء فردوسی به جهانیان پیشکش کرده ایم و اکنون نباید منتظر عنایت (!) و نگرش فرانسویان به شاهنامه باشیم اگر آنان چنین کنند خود را بزرگ کرده اند و اگر نکنند بگمان من همین بس است که ایرانیان چنین رویداد فرخنده و بزرگ فرهنگ جهان را پاس بدارند گرامی بدارند و شاهنامه را بخوانند و در جشن های خویش از این خورشید تابان فرهنگ جهان را بزرگ خوانند و خویش را به جهانبینی شگفت نیاکان بیارایند و با شاهنامه راه آینده زندگی خود را درخشان کنند . آنچه که خویشکاری (وظیفه) من بود انجام گرفت و شاهنامه را پس از سی سال کوشش ویراستم و شاهنامهء ویراسته شده خواندن و درک پند و خرد و رویدادهای زندگی نیاکان را برای جوانان آینده آسان می کند . شاد باشید
دیر زیوید
به کامه زیوید
با یاد نیاکان و فردوسی زندگی شما به شادی بگذرد
بنیاد نیشابور - فریدون جنیدی
شنبه شب (26 اردیبهشت) ، 11 شب به بعد
در برنامه ی دو قدم مانده به صبح، شبكه ی چهار سیما
دكتر فریدون جنیدی حضور خواهند داشت و پیرامون شاهنامه سخن خواهند گفت.
ایسنا : تصحيح فريدون جنيدي از «شاهنامه»ي حكيم ابوالقاسم فردوسي در نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران رونمايي ميشود.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جنيدي كه 20 فروردينماه سالروز تولد 70سالگياش است، 30 سال روي تصحيح «شاهنامه» كار كرده كه به تازگي، چهار مجلد آن از سوي چاپخانهي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شده است. دو مجلد پاياني نيز در چاپخانه است كه تا نمايشگاه كتاب، منتشر خواهد شد.
اين مجموعهي پنججلدي بههمراه يك جلد پيشگفتار حاصل تلاش 30سالهي فريدون جنيدى در خوانش «شاهنامه»ي فردوسى است. او در مجموعهي خود به بيتهاى افزودهشده به «شاهنامه» مىپردازد و با آوردن سند، نظراتش را توضيح مىدهد.
اين شاهنامهپژوه در حال حاضر، تدوين فرهنگي را در دست دارد كه معتقد است، بزرگترين فرهنگ پهلوي جهان است.
جنيدي كه اين فرهنگ را به نيمه رسانده است، گفت، تاكنون براي فرهنگ يادشده، 20هزار فيش از سراسر جهان فراهم آمده است، كه احتمالا در يك مجلد با قطع رحلي منتشر شود.
اين فرهنگ با سرپرستي فريدون جنيدي و همكاري مستانه و مرجانه اروند (الهي) در دست تدوين است.
فريدون جنيدي متولد 20 فروردينماه سال 1318 در نيشابور است كه علاوه بر 30 سال پژوهش بر روي «شاهنامه» و ويرايش آن، تاكنون 30 جلد كتاب دربارهي فرهنگ و تاريخ ايران نوشته، كه از جملهي آنها به: «زندگي و مهاجرت آرياييان بر پايهي گفتارهاي ايران»، «فرهنگ واژههاي اوستايي»، «حقوق بشر جهان امروز و حقوق جهان در ايران باستان»، «زمينهي شناخت موسيقي ايراني»، «نامهي فرهنگ ايران»، «داستانهاي شاهنامه» و «سرگذشت ايران» ميتوان اشاره كرد.
منبع : http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1312349&Lang=P
پرسیدم که کاشتن خرد چگونه است ؟
گفت که کاشتن خرد آموختاری ، آب آن نیوشیدن ، بار آن برگزیدن و جایگاه آن بهشت روشن همه آسانی .
پ.ن : نیوشیدن > با دل و جان به چیزی گوش فرا دادن و درک کردن .
بهشت روشن > مغز انسان
نویسنده این متن مشخص نمیباشد و از تکه کاغذ های کشف شده گذشته میباشد .
می ستاییم مهر ِدارنده ی دشت های پهناور را،
او که به همه ی سرزمین های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می بخشد- اوستا
«جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) می نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می شد، پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه ی شش روز ادامه دارد.
«مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن ترین بخش های اوستا بشمار می آید. مهر یشت از نگاه اشاره های نجومی و باورهای کیهانی از مهم ترین و ناب ترین بخش های اوستا است و کهن ترین سند درباره ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می باشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.
روز آغاز جشن مهرگان، «مهرگان همگانی» یا «مهرگان عامه» و روز انجام، «مهرگان ویژه» یا «مهرگان خاصه» نام دارد.
همان طور که می دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می شد، تابستان (هَمَ) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان بزرگ و مهرگان جشن آغاز زمستان بزرگ بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می کرده اند.

«در این پیكار/ در این كار/ دل خلقی است در مشتم/ امید مردمی خاموش همپشتم/ .../ مرا تیر است آتش پر/ مرا باد است فرمانبر/ و لیكن چاره امروز زور و پهلوانی نیست/ رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست/ در این میدان/ بر این پیكان هستیسوز سامان ساز/ پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز» (سیاوش كسرائی).
در چنین روزی آرش، یكی از نامآوران تاریخ اساطیری ایران، جان خود را در تیر كرد.
در زمان پادشاهی منوچهر، پادشاه پیشدادی، بر ایران و فرمانروایی افراسیاب بر توران، جنگی میان ایران و توران در گرفت. سپاه ایران در طبرستان به تنگی افتاد. پس از نبردی فرسایشی و خسته كننده عاقبت دو طرف به آشتی رضا دادند. منوچهر از افراسیاب درخواست كرد كه به اندازه یك تیر پرتاب از خاك او را به وی برگرداند. افراسیاب این درخواست را پذیرفت و قرار شد تیری از فراز البرز به جانب خاور پرتاب كنند. هر جا كه تیر فرود آمد، همان جا را مرز دو كشور در نظر بگیرند. سپندارمد، ایزدبانوی زمین، به منوچهر فرمان میدهد كه تیر و كمان خاصی برای این كار تهیه كند. آرش در میان ایرانیان بزرگترین كماندار و نیز مردی شریف، حكیم و دیندار بود. آرش برای این مهم انتخاب شد. آرش دانست كه پهنای كشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او وابسته است. آرش برهنه شد و بدن خود را به حاضران بنمود و تا همه ببینند كه او را زخم و بیماری نیست.
پس از آن دست به چله كمان برد، به نیروی خداداد تیر از شست رها كرد و همه نیروی خود را با یاد ایران به تیر بخشید.
«آری، آری جان خود در تیر كرد آرش/ كار صدها صد هزاران شمشیر كرد آرش» (سیاوش كسرائی).
تیر سپیده دم از كوه ایریوخشونه یا به قولی دماوند رها شد، از كوهها گذشت، ایزدباد به یاری آمد و سرانجام در غروب آفتاب، در سرزمین بلخ، در ناحیهای به نام گوزكان، در كنار جیحون بر درخت گردویی كه بلندتر از آن در جهان نیست، نشست و مرز ایران و توران مشخص شد.
روز رهاندن تیر آرش كه خود ملقب به «تیز تیر» بود، مصادف است با جشن تیرگان، در ستایش ایزد تیشتر، ایزد باران آوری. جشن تیرگان از زمره جشنهای همنام شدن روز و ماه است كه روز تیر (سیزدهم) از ماه تیر در ستایش تیشتر، «ستاره تابان شكوهمند»، برپا میشود و در آن، نبرد تیشتر با اپوش، دیو خشكسالی، شكست اپوش و سرانجام ریزش باران را گرامی میدارند.
تیشتر كه احتمالا همان شعرای یمانی یا ستاره شباهنگ است، با صفاتی همچون سفید، درخشان، بلند و نور دهنده از دور توصیف شده است. او با باران آوری، ایزد بركت نیز شمرده میشود.
هر كه او را با نماز ویژه او بستاید، از او روزی بیشمار یابد. در اوستا یشتی به نام «تیشتر یشت» به ستایش این ایزد اختصاص دارد. در یكی از بندهای این یشت آمده: «تیشتر را میستاییم كه شتابان به سوی دریای فراخكرد (دریای بزرگ اساطیری ایران) بتازد، چون آن تیر كه آرش تیرانداز، بهترین تیرانداز ایرانی از كوه بینداخت ... .»
اینجاست كه تیشتر با تیر آرش مرتبط و بدان تشبیه میگردد.
به همین دلیل است كه جشن تیرگان در ستایش این ایزد با تیراندازی و شستوشو در آب همراه بوده است.
این جشن كه یكی از جشنهای مهم ایران باستان بوده، امروزه همچنان در میان هموطنان زردشتی برگزار میشود. برگزاری این جشن جنبه رسمی ندارد. خانوادههای زردشتی خاطره تیشتر بارانآور و تیر نجاتبخش آرش را با رفتن در دل طبیعت و آبپاشی به یكدیگر گرامی میدارند. آنان معمولا پیش از مراسم، نخ هفت رنگی از نخهای ابریشمی به رنگهای سبز و صورتی و بنفش و زرد و قرمز و به طور كلی رنگهای شاد، بسیار ظریف میبافند. بافتن این نخ علامت همبستگی و همازوری است و یادآور حمله دشمن به سرزمین ایران و لزوم همبستگی مردم برای بیرون راندن او.
روز جشن افراد خانواده این نخ را دور مچ دست یكدیگر میبندند و نیت میكنند. حلقه دور دست علامت پیمان بستن با یكدیگر است كه تا دشمن را از این سرزمین بیرون نرانند، بر این پیمان وفادار باشند.
این حلقه را آنان كه میبندند تا روز «باد ایزد» بر دست نگاه میدارند. از آنجا كه در روز باد، روز بیست و دوم ماه زردشتی، خبر پیروزی آرش به مردم ایرانزمین رسید، در این روز، زردشتیان نخ بسته شده به دور دست خود را باز میكنند و به باد میدهند تا نیتشان برآورده شود.
جشن تیرگان نیز مانند سایر جشنهای ایران باستان و مانند نوروز، با چیدن سفرهای همراه است. اما سفره آن ساده است و معمولا شامل آب و سبزه و آویشن و كندر میشود. آویشن گیاهی معطر و خوشبو است كه بر همه سفرههای شادی و همینطور در مراسم شادی مثل عروسی حضور دارد. به جز آویشنی كه بر سفره قرار میگیرد، معمول است زردشتیان مقداری آویشن را با گلبرگهای خشك گل سرخ در هم بیامیزند و صبح جشن تیرگان بر پاشنههای در خانهها بریزند. این كار نمودی بیرونی دارد و نشانه آن است كه در این خانه جشنی برپاست و میتوانید داخل شوید. به عبارتی، علامت دعوت است.
جشن تیرگان هر ساله روز سیزدهم تیر از ماه تیر برگزار میشود كه مصادف است با دهم تیر در تقویم رسمی كشور.
در مورد جشن تیرگان، روایتی نیز از ابوریحان بیرونی ضبط است كه در این روز هوشنگ، پادشاه پیشدادی، طبقه نویسندگان (= دبیران) را بنیان نهاد.
ظاهرا همین امر امروزه باعث نامگذاری این روز به روز اهل قلم شده است.
جشن تیرگان بر شما فرخنده باد!
خرداد روز از تیرماه برابر با 6 تیر در گاهشماری ایرانی
روز ششم تیرماه هنگام جشنی است به نام «نیلوفر» که امروزه بسیار ناشناخته است و شاید به مناسبت شکوفا شدن گلهای نیلوفر در آغازین روزهای تابستان باشد.
«ابوریحان بیرونی» از آن به نام جشنی تازه نام برده است و «خلف تبریزی» در برهان قاطع روز برگزاری این جشن را هفتم و یا هشتم امرداد ماه بر میشمارد ولی از روی نوشتهها بر میآید که ۵ روز پیش از گاهان بار دوم یا جشن نیمهی تابستانی ایرانی و ۷ روز پیش از تیر روز و جشن تیرگان برگزار میشده است.
پ.ن : من از امروز برگشتم ...
اوستایی
زبان اوستایی که در ایرانویج ، سرزمینی از نواحی شرق ایران (احتمالا خوارزم ، یا مرو و یا بلخ ) ، بدان سخن می گفته اند زبانی است که کتاب دینی زردشتیان ، اوستا ، بدان نوشته شده است . قدیم ترین آثار این زبان احتمالا متعلق به زمانی میان سده هشتم تا دهم پیش از میلاد است . از این زبان جز کتاب اوستا و آثار وابسته به آن هیچ اثر دیگری در دست نیست . بررسی های زبان شناسانی و سنجش زبان اوستایی با فارسی باستان و نیز سنجش این زبان با زبان های شرقی ایران در دوره میانه ، نشان می دهد که زبان اوستایی به شرق ایران تعلق داشته است .
سلسله کوی ( یا کی و جمع آن به زبان پهلوی : کیان ) ، که در اصل از سیستان برخاسته بودند ، در حدود سده دهم قبل از میلاد بر ایرانویج فرمان می راندند و آخرین کوی ، وشتاسپه ( = گشتاسب ) نام داشت که در کتاب اوستا به او اشاره شده است و زردشت او را به دین خود گروانید .
واژه اوستا صورت فارسی واژه فارسی میانه ی ابستاگ با معانی احتمالی ((فرمان و دستور)) است و نام اصلی این زبان و یا حتی واژه اوستا در متن های اوستایی نیامده است .
زبان باستانی ایرانویج ، زبان اوستایی ، در سده سوم میلادی زبانی فراموش شده و متروک بود و فقط موبدان زردشتی آن را به مثابه زبان مقدس وحی در سرودها و نیایش های دینی ، که قرن ها سینه به سینه حفظ شده بود ، به کار می برند . در دوره ساسانیان (224 – 651 م) ، و پس از رسمیت یافتن دین زردشتی ، این مجموعه متن های مذهبی به زبان اوستایی گرد آوری و تدوین گشت و با خطی مخصوص با نام ((دین دبیری)) = خط دینی ، که به همین منظور از روی خط فارسی میانه کتابی و خط پهلوی زبوری ابداع شده بود ، با تلفظ موبدان اواخر دوره ساسانی ثبت گردید . تاریخ نگارش اوستا به خط کنونی را تاریخی میان سده چهارم تا ششم میلادی می توان دانست . خط ((دین دبیری)) که تنها برای ثبت این نوشته های دینی ساخته شده است ، با 53 نشانه الفبایی از راست به چپ نوشته می شود . این خط یکی از دقیق ترین و مناسب ترین خط های جهان برای ثبت مصوت های یک زبان است . در این خط هر واژه با نقطه ای از واژه پس از خود جدا می شود .
اوستای امروزی ، کتاب مقدس زردشتیان ، که به صورت دست نوشته و به تاریخی از سال 637 یزدگردی (1268 یا 1278 م) به بعد استنساخ شده است تنها حدود یک چهارم کتاب اوستای دوره ساسانی است و این مطلب از سنجش آن با خلاصه اوستای دوران ساسانی به زبان پهلوی – مندرج در کتاب هشتم دینکرد (ادبیات فارسی میانه) آشکار می شود .
اوستای مکتوب روزگار ساسانیان به موجب آنچه از کتاب دینکرد بر می آید به صورت سه کتاب بزرگ تدوین شده بود که هر یک شامل هفت بخش بزرگ یا به اصطلاح پهلوی نسک (= باب) بود و هر یک از نسک ها نیز به فصل ها و اجزای کوچک تری تقسیم می شد . این اوستای بیست و یک نسکی تالیف عظیمی بود ، دربردارنده مطالبی درباره همه دانش ها ، درباره پیدایش جهان و رستاخیز ، نجوم و پزشکی ، زندگی پیامبر و تاریخ انسان ، حماسه ها و اسطوره های کهن و مجموعه ای از دانستنی های گوناگون .
همه اوستا از نظر زبان یکدست نیست . این تفاوت زبانی را می توان ناشی از اختلاف گویشی یا قدمت بیشتر بعضی از بخش ها دانست . متن های اوستایی را می توان بر اساس قدمت زبانی و ویژگی های دستوری و زبان شناسانه و نیز از دیدگاه آموزه های بنیادی و محتوای مذهبی به دو دسته 1. اوستای گاهانی و 2. اوستای متاخر بخش کرد . از سوی دیگر اوستای موجود را به پنج بخش یسن ها ، ویسپرد ، وندیداد ، یشت ها و خرده اوستا تقسیم می کنند .
پ.ن : دلم برای یکی از دوستان وبلاگ نویس خوبمون تنگ شده ... فریبای نازنین امیدوارم هر جا که هستی شاد و پاینده باشی ... دلمان برای هایکوهایت تنگ شده ...
ارديبهشت است و موسم گل
دوستان وقت گل آن به كه به عشرت كوشيم
سخن پيرمغان است و به جان بنيوشيم
اَردی بهشت از واژهی اوستایی «اَشه وَهیشته» و پهلوی «ارت وهیشت» به مانک بهترین راستی و نام یکی از امشاسپندان (جاودانان مقدس) گرفته شده است.
ایرانیان در این روز لباس سپید که نماد پاکی است بر تن میکنند و با سرهای پوشیده با کلاه یا روسری ِسپید ، به آدُریان (آتشکدهی اصلی هر شهر) میروند و نیایش اهورامزدا را به جا میآورند.
اردی بهشت همچنین نگاهبان آتش است؛ چراکه آتش بهترین جلوهگاه راستی و پاکی به شمار میرفته است چنانکه همهی امشاسپندان دارای دو روی مینوی و زمینی هستند، این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهی پاکی و راستی و نظم و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بر عهدهی او گذاشته شده است.
در بخشی از اوستا میبینیم که اهریمن با ظهور زرتشت میگریزد با فریادی این چنین که : زرتشت مرا بسوزانید با اشه وهیشته، و از زمین براند مرا (1) که چون اهریمن نمایندهی بینظمی و آشوب و دروغ و ناپاکی است، با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان میگردد.
برای همین است که «خلف تبریزی» در «برهان قاطع» میگوید : «این واژه به معنای آتش است».
اما ابوریحان بیرونی معنی نزدیکتری به اصل را آورده است :
«... و معنای این نام آن است : راستی بهتر است. برخی گفتهاند که منتهای خیر است و اردیبهشت ایزد یا ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده که نیز علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را از کذب ظاهر کند و محق را از مبطل به سوگندهایی که گفتهاند در اوستا مبین است تمیز دهد.»
باز خلف تبریزی آورده است که : «در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن وبه جنگ و کارزار شدن، و معنی ترکیبی این لغت مانند بهشت باشد (این معنی درست نیست و مفهوم و واژه را در آغاز آورده است)، چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چوناین ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گلها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال، بنابراین اردیبهشت خوانند.»
وبه همین روی است که کوشیار گیلی در «زیج جامع» از آن با نام «گلستان جشن» یاد کرده است.
مطالبی را که بیرونی راجع به اعمال اردیبهست ایزد راجع به درمان و درمانگری وتمیز میان راستی و دروغ و حق و باطل بدان اشاره کرده، در بخش یشتها در اردیبهشت یشت آمده است.
گفتار دیگر :
در گاه شماري ايران باستان ، روز سوم هر ماه و ماه دوم هر سال خورشيدي به نام ارديبهشت امشاسپند است. زرتشتيان، ارديبهشت روز از ارديبهشت ماه را جشن مي گرفتند و آن را "ارديبهشتگان" مي ناميدند. سومين يشت از اوستا به نام همين امشاسپند است. اين امشاسپند نماينده قانون ايزدي و نظم اخلاقي در جهان است . درباره وي آمده است كه : " ارديبهشت را خويشكاري (=وظيفه) اين است كه ديوان نهلد تا روان دروندان را در دوزخ به بيش از گناهي كه ايشان را است پادافراه كننده و (ديوان را) از ايشان باز دارد. "
درباره آداب و رسوم مربوط به ارديبهشتگان اطلاعي در دست نيست اما مطابق جشنهاي ديگر ، ابوريحان بيروني به آن اشاره نموده است كه روز سوم ارديبهشت ماه ، ارديبهشت روز است و آن عيدي است كه ارديبهشتگان نام دارد، براي آنكه هر دو با هم متفق شده اند . معناي اين نام ، آن است كه راستي بهتر است و برخي گفته اند كه منتهاي خير است و ارديبهشت ملك آتش و نور است و اين دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به اين كار موكل كرد .
فَروَردینگان یکی از جشنهای اصیل ایرانی است.
در جشن فروردینگان که امروزه بیشتر به جشن فرودگ معروف است، زردشتیان سر مزار درگذشتگان خود (در تهران به قصر فیروزه، گورستان زردشتیان) میروند و برای خشنودی روانها عود و کندر آتش میزنند. در ایران قدیم، به مناسبتهای گوناگون جشنی برگزار میشد و از آنجا که «جشن» نوعی عبادت به شمار میآمد، برگزاری آن رنگ و صبغه دینی به خود گرفته بود. در باورهای ایرانی، برخی از این جشنها، جشنهای واجب بود، مانند گاهنبارها که جشنهای سالگرد آفرینشهای ششگانه (آسمان، آب، زمین، گیاه، چارپای مفید و انسان) هستند و برخی جشنهای مستحب، مانند جشنهای برابری نام روز و ماه. در اعتقادات زرتشتی، ماه را به چهار قسمت نامساوی تقسیم میکردند و هر روز ماه را با نام یکی از امشاسپندان و ایزدان میخواندند. در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام میشد، جشنی برگزار میکردند که برخی از این جشنها از عمومیت و اهمیت زیادی برخوردار بودند و تا امروز اعتبار و اهمیت خود را حفظ کردهاند، مانند جشن فروردینگان (۱۹ فرودین)، جشن تیرگان (۱۳ تیر)، جشن مهرگان (۱۶ مهر) و جشن اسفندگان (اسفند ۵).
بقیه در ادامه مطلب ...
پ.ن : ادامه راز در پست بعدی ... !
در چهار کتاب از جشن نوسده یا بر سده یا برسذق – نوسذق یاد شده است . دو اثر از این چهار : التفهیم ص 258 و آثار الباقیه ص 561 از ابوریحان بیرونی است . در زین الاخبار نیز از این جشن یاد شده است هم چنین در منتهی الادراک ( به نقل و اشاره شادروان تقی زاده – گاه شماری ص 194 ) به جشن نوسده اشاره ای موجود است ....

دومین ماه زمستان که یازدهمین ماه سال باشد موسوم است به بهمن، که دومین روز ماه نیز منسوب به اوست. در بهمن روز و بهمن ماه به واسطه توافق اسم روز با اسم ماه در ایران جشن بزرگی بوده به اسم بهمنگان یا بهمنجنه.