گفتار «تلاش ناموفق برای برگزاری هزارهء شاهنامه» رسید . از توجه و دقت شما سپاسگزارم . اینکه آقای محمدجعفر یاحقی گفته است به هیچ وجه با هیچ تاریخی سال 2010 را نمی توان به عنوان هزارمین سال سرایش شاهنامه دانست ناآگاهی او را از حقیقت شاهنامه و از تاریخ ایران نشان می دهد . ایشان یک بار دیگر از پیشگاه فردوسی با خوارداشت یاد کرده و او را روستایی زاده ای نامیده است که برای نزدیک شدن به محمود سبکتکین شاهنامه را به پشتیبانی وی فراهم کرده است شاهنامه بر بنیاد گفتار فردوسی در سال 400 هجری به پایان رسید بر این بنیاد سال 370 سال آغاز کار سرایش شاهنامه بشمار می رود و چنانکه گردیزی تاریخنویسی که در دربار غزنویان می زیست در تاریخ خود روشن کرده است که محمود در ذیقعده 389 به فرمانروایی خراسان می رسد و بر این بنیاد شاهنامه نوزده سال پیش از فرمانروایی او آغاز شده است، به هیچ روی نشاید چنین بیاندیشیم که محمود ناایرانی دشمن فرهنگ ایران مشوق فردوسی در کار سرایش شاهنامه بوده باشد .
من همه این مسائل را در پیشگفتار بر ویرایش شاهنامه که همزمان با روز بزرگداشت فردوسی در دانشگاه صنعتی شریف رونمایی شد و از امروز میان خواهندگان عرضه می شود به خوبی شرح داده ام . در حالی که فردوسی خود از یاور و پشتیبان خود امیر منصور فرزند پهلوان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق در پیشگفتار شاهنامه یاد می کند چگونه شاید پذیرفتن که آنکس که امیر منصور را در زندان گردیز کشت همان کس نوزده سال پیش از آن (که محمود کودکی یازده ساله بود) پشتیبان و مشوق فردوسی در این کار بوده باشد ! بزرگترین سند راستی این گفتار تاریخ بیهقی است که بزرگترین تاریخ روزشمار جهان بشمار می رود و در آن بخشی هست که مداحان محمود را نام برده و از هر یک از آنها قصیده ای در مدح محمود آورده است در این کتاب بزرگ نامی از فردوسی در میان نیست و پیدا است که پس از مرگ فردوسی و مرگ محمود و مسعود سومین فرمانروای غزنوی «مودود» گروهی شاعر مزدور را گرد آورد تا با استفاده از فراموشی مردم و گردش نسل برای آنانکه در زمان فردوسی کودک بوده اند ابیات شاهنامه را باز کرده و در میان آنها مدح محمود ناستوده را گنجانده اند وگرنه فردوسی در آغاز شاهنامه برای محمود که کشنده امیرمنصور است ستم آرزو می کند و در پایان شاهنامه او را بنده بی هنر و بی نژاد و بزرگی می خواند که در آن سال (400 هجری) فرمانروای خراسان بوده است :
بر این، سالیان؛ چارصد بگذرد / کزین دوده (ایرانیان) کس تخت را، نسپرد
شود بندهء بی هنر شهریار / نژاد و بزرگی نیاید بکار
بی گمان اگر چهارصد هجری را در یازده روز (کمبود سال قمری از خورشیدی) ضرب کنیم با یک شمار ساده چنین می شود :
400 * 11 = 4400
4400 / 365 = 12 سال
اگر 12 را از 400 کم کنیم سال 388 بدست می آید که امسال هزارمین سال را بر شاهنامه می گذراند این محاسبه را کودکان دبستان نیز می دانند بگذار که محمدجعفر یاحقی مدیر فرهنگسرای فردوسی آن را درنیابد .
بخش دوم گفتار من آن است که چون شارلمانی کشور فرانسه را در هزار سال پیش تشکیل داد در سرتاسر خاک فرانسه سه نفر بیشتر باسواد نبودند و هزار سال پیش ما آئینهء تمام نمای فرهنگ و هنر و خرد و جهانداری و زندگی نیاکانمان را با خامهء فردوسی به جهانیان پیشکش کرده ایم و اکنون نباید منتظر عنایت (!) و نگرش فرانسویان به شاهنامه باشیم اگر آنان چنین کنند خود را بزرگ کرده اند و اگر نکنند بگمان من همین بس است که ایرانیان چنین رویداد فرخنده و بزرگ فرهنگ جهان را پاس بدارند گرامی بدارند و شاهنامه را بخوانند و در جشن های خویش از این خورشید تابان فرهنگ جهان را بزرگ خوانند و خویش را به جهانبینی شگفت نیاکان بیارایند و با شاهنامه راه آینده زندگی خود را درخشان کنند . آنچه که خویشکاری (وظیفه) من بود انجام گرفت و شاهنامه را پس از سی سال کوشش ویراستم و شاهنامهء ویراسته شده خواندن و درک پند و خرد و رویدادهای زندگی نیاکان را برای جوانان آینده آسان می کند . شاد باشید
دیر زیوید
به کامه زیوید
با یاد نیاکان و فردوسی زندگی شما به شادی بگذرد
بنیاد نیشابور - فریدون جنیدی